گياه‌شناسي را رونق بخشيدند؛ يك ايتاليايي پرنده‌شناسي‌؛ و يك چيني حشره‌شناسي را رونق‌ بخشيد.

يا. طب‌

1. مترجمان از عربي به لاتيني‌. پيش از گفتگو از آثار اصيل‌تر مسيحيت غربي بهتر است به‌ ترجمه‌ها بپردازيم‌، كه چندان قابل توجه نبود. تئودوريك انطاكي و فيليپ طرابلسي سرّالاسرار را ترجمه كردند؛ كتاب‌الاعتماد ابن جزار را اصطفن سرقسطي ترجمه كرد. فقط همين‌. هم‌چنان كه‌ بعداً خواهيم ديد، ترجمه‌هاي طبي به عبري هم اهميت چنداني نداشت‌. عصر ترجمه از عربي‌ سپري مي‌شد و به زودي كار در مسير تازه‌اي مي‌افتاد. بسياري از رساله‌هاي لاتيني اين عصر بلافاصله به عبري ترجمه مي‌شد.
2. ايتاليا. رساله‌ٴ در باب چشمه‌هاي معدني منسوب به آلكادينوي گيرگنتي و ديگران ممكن‌ است محصول نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ سيزدهم‌، باشد. همين مطلب را در مورد ماگيسترموروس و يوآنس‌ فراريوس مي‌توان گفت كه در كتاب سابق از آنها سخن گفتيم‌. تقسيم فعاليت آنان ميان دو سده‌ دشوار است‌؛ موروس در 1214 درگذشت‌، و فراريوس نامي در 1232.
آدام كرمونايي براي فردريك دوم رساله‌اي در باب بهداشت سپاهيان يا اردوي بزرگي از زايران تأليف كرد. درس‌هايي كه از جنگ‌هاي صليبي گرفته شده بود بازگفته مي‌شد.
يكي ديگر از نتايج جنگ‌هاي صليبي تشديد فعاليت جراحان بود. جنگ مادر جراحي است‌. رستاخيز جراحي كه روجر سالرنويي الهام‌بخش آن بود توسط ايتالياييان ديگري به خوبي ادامه‌ يافت‌: رولاند پارمايي موٴلف رساله‌ٴ رولاند، و چهار پزشك ناشناس ديگري كه اين كتاب از آنان‌ بحث مي‌كند. جراحي آنان در مقايسه با روجر عربي‌تر است‌؛ درس‌هايي كه در غرب و احتمالاً خاور نزديك به دست آمده بود هنوز خيلي زود بود كه فراموش شود. يكي ديگر از شارحان‌ رساله‌ٴ جراحي روجر، ياماتوس از اهالي جنوب ايتاليا بود.
با مطالعه‌ٴ مقررات مربوط به تدريس و شغل پزشكي كه فردريك دوم در 1240 وضع كرد، معلومات ما در باب مدرسه‌ٴ سالرنو صورت بهتري پيدا مي‌كند. اين مقررات در نوع خود بي‌سابقه و تا حدود زيادي جامع بود. ولي بدبختانه خيلي دير شده بود؛ پيش از همه‌، براي اين‌ كه اين مدرسه در سده‌ٴ سيزدهم‌، ديگر مانند قبل از 1193 نبود؛ كوشش فردريك براي بالا بردن‌ اعتبار مدرسه‌ٴ سالرنو موٴيد اين نظر است كه در آن هنگام‌، اعتبار مدرسه به خطر افتاده بود و بايد براي احياي آن كاري صورت مي‌گرفت‌؛ بالاخره مدرسه‌ٴ سالرنو تا پايان فرمانروايي هوهنشتافن‌ يعني تا كمتر از سي سال بعد، نپاييد.
رولاند پارمايي سنت مدرسه‌ٴ سالرنو را به بولونيا برد. چيزي نگذشت كه يك صليبي‌